حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2443
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
آن واحد تهديد كرد . محاصره تيگران ثرتا بدرازا كشيد و در اينحال كربولو سردار روم در مشرق سفارتى نزد بلاش فرستاده پيغام داد كه او در ازاى دخول پارتيها بارمنستان ، بپارت لشكر خواهد كشيد . بعد مذاكرات بين طرفين شروع شد و چون ملخ خوارگى در بين النهرين پديد آمده و از جهت كمى و حتّى فقدان آذوقه كافى قشون پارتى سست شده بود ، شاه اشكانى مذاكرات را استقبال كرد ، تا موقع بهترى براى تعرّضات بدست آرد . بنابراين مذاكرات امتداد يافته باينجا منتهى گشت : پارتيها محاصره تيگران ثرتا را موقوف داشته ارمنستان را تخليه كنند ، به شرط اينكه روميها هم از ارمنستان بيرون روند . بعد ، از طرف بلاش سفارتى بروم رفته با خود قيصر قرارى در باب ارمنستان بدهد و تا وقتى كه سفارت برنگشته ، متاركه جنگ بين دولتين برقرار باشد : هيچيك از طرفين يك نفر سپاهى بارمنستان نفرستد و در اين مدّت حكومت ارمنستان به خود ارامنه واگذار شود ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 15 ، بند 6 ) . پس از اين قرارداد چند ماه گذشت و در نزديكى فصل پائيز سياست روم در مشرق تغيير كرد ، توضيح آنكه نرون قيصر روم يكى از دوستان خود را موسوم به سزننيوسپتوس « 1 » بمشرق فرستاد ، تا امور ارمنستان را اداره كند و مقرّر داشت ، كه كربولو فقط امور سوريّه را عهدهدار باشد . يكى از جهات آمدن پتوس اين بود ، كه كربولو خواسته بود كسى را بكمك او بفرستند و اين خواهش نه از اين راه بود ، كه عقيده داشته باشد دو نفر فرمانده بهتر از يكنفر كار ميكنند ، بل ميترسيد ، كه ماندن او در مشرق به طول انجامد و در اين مدّت مسئوليّتها و تقصيراتى براى او نزد نرون ايجاد كنند . پتوس لژيونى هم با خود آورد و بعد قواى رومى را دو سردار مزبور بين خودشان تقسيم كردند ، بدين منوال ، كه هر كدام داراى سه لژيون سپاهيان رومى شدند و از قشون محلّى سپاهيان سوريّه جزء ابواب جمعى كربولو گرديد و لشكرهاى پنت و گالاثيا و كاپادوكيّه تابع
--> ( 1 ) - Caesennius Paetus .